محمد مؤمن بن محمد زمان الطبيب التنكابني ( حكيم مؤمن )
316
تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى )
[ 915 ] و به دستور ، چون شجرهء مريم را سائيده و با آب نعناع حبّ سازند ، هر زنى كه يك دانگ از آن بنوشد تا يك سال قطع شهوت او شود و دو دانگ او تا دو سال همين اثر كند . [ 916 ] به دستور مذكوره است : كه چون در مقنعهء زنى كرم سرخ را چنان ببندند كه او نداند ، در حال هيجان شهوت او را حاصل گردد . و به دستور ، چون يك جزء ريحان را با نيم جزء نوشادر جوشانيده ، با آب او هر زنى كه استنجا كند طالب جماع گردد . [ 917 ] فى العقد : از « ثابت بن قره » منقول است كه چون موى سرى كه از شانه فرو ريزد بسوزاند و مرد ، احليل را به خاكستر آن آلوده انباشته ، جماع به آن زن كند ، ديگرى قادر بر مباشرت آن زن نباشد و آن زن به غير آن مرد به ديگرى نپردازد . و در حيات الحيوان مذكور است كه چون مرد احليل را به خون شفنين برّى آغشته ، با هر زنى كه مباشرت كند احدى قادر بر جماع آن زن نگردد و آن با ديگرى انس نگيرد . و در اسرار الاطبا منقول است كه هر گاه مرد قضيب خود را به زهرهء گرگ آلوده كرده و مباشرت كند ، احدى به آن زن مقاربت نتواند كرد . و به دستور ، زهرهء كفتار و زهرهء خطاف و خون خطاف و خون غراب همين اثر دارد . [ 918 ] لترك شرب الشراب : چون يك دانگ رجيع اسد را در شراب حل كرده ، بنوشند ، به حدى متنفر گردند كه هرگز خواهش آن نكنند . فى امتحان الحامل و البكر : « حنين بن اسحاق » تصريح نموده كه چون يك دانه سير مقشّر كرده با سوزن سوراخها نموده ، زن حمول نمايد ، هر گاه صباح آن شب رايحهء سير از دهان او ظاهر گردد ، بكر نخواهد بود و چون بورهء سرخ را با صدف بالسوية بسايند و در بينى دختر سعوط كند هر گاه عطسه آورده باكره است و الا فلا . به تجربهء مجربين رسيده كه چون كفهاى دست حامله املس و صاف باشد ، حمل او مذكر خواهد بود و هرگاه مايل به سبزى باشد ، مؤنث . [ 919 ] و به دستور ، ثقل طرف راست دلالت بر پسر دارد و طرف چپ ، بر دختر و چون در اوّل حمل قدر باقلائى از زهرهء خرس نر با شراب ممزوج نموده و بنوشند ، پسر تولد كند و از زهرهء مادهء آن دختر و چون زراوندِ مدحرج با زهرهء گاو حمول كنند و بعد از ظهر و در صباح طعم او را يابد ، آن زن را فرزند خواهد شد و الّا عاقر ابدى خواهد بود .